‏نمایش پست‌ها با برچسب منتظری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب منتظری. نمایش همه پست‌ها

یادت هست آن خنده ها آیت الله؟!

۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه

در خبرها آمده بود که: "ممانعت از قرائت پیام تسلیت آیت الله صانعی در مراسم آیت الله خراسانی".
یاد خاطره ی مرجع آزاده ،آیت الله منتظری از ماجرای درگذشت آیت الله شریعتمداری افتادم که در ادامه می آورم تا جلوه ای دیگر از "بازیچه های چرخ روزگار"را ببینیم ، شاید عبرتی باشد برای ما.
آیت الله شریعتمداری ، مرجع تقلید بزرگ شیعیان بود که گرفتار توطئه ای شد و در بستر بیماری، پس از حبس وحصر خانگی درگذشت. به دستور آیت الله خمینی از اجرای وصیت نامه وی جلوگیری شد و نیمه شب، بدون تشییع جنازه ی مرسوم و بطور مخفیانه توسط ماموران دفن شد. به خانواده این مرجع تقلید حتی اجازه ی برگزاری مراسم داده نشد و دوستان و هواداران وی زیر فشار قرار گرفته و به زندان افتادند.

آيت‌الله منتظری می‌گويد:
يک روز، آقای ری‌شهری (آن‌وقت که وزير اطلاعات بود) آمده بود اين‌جا. گفت: «من الان منزل آقای گلپايگانی بوده‌ام. اين مطلب را به آقای گلپايگانی گفته‌ام، به شما هم می‌گويم: آقای شريعتمداری همين دو سه روز رفتنی است. مبادا عکس‌العملی از خودتان نشان بدهيد.» در حقيقت، آمده بود تهديد کند. من به او گفتم: «بالاخره آقای شريعتمداری يک مرجع است که تعداد زيادی از تُرک‌ها به ايشان علاقه دارند. من اگر جای امام بودم، در صورتی که آقای شريعتمداری فوت می‌شد، در مسجد اعظم يک فاتحه برای او می‌گذاشتم. با اين‌کار، مردم خوشحال می‌شدند و احساس می‌کردند که مسائل شخصی در کار نيست. به‌نظر من، فاتحه گرفتن برای ايشان يک کار عقلايی است.» گفت: «اين نظر شما را به بالا بگويم؟» گفتم: «بگو.» اين قضيه تمام شد. آقای ری‌شهری رفت. بعد هم آقای شريعتمداری از دنيا رفت. جنازۀ او را که شبانه آورده بودند، آقای حاج آقا رضا صدر خواسته بود بر او نماز بخواند، نگذاشته بودند. بعد از چند روز من رفتم جماران. ديدم آقای شيخ حسن صانعی و احمد آقا اين مطلب را دست گرفته‌اند که: «بله، منتظری می‌گويد امام برای شريعتمداری فاتحه بگذارد!» و اين‌کار را مسخره می‌کردند! تا اين‌که يک شب که ما با امام جلسه داشتيم، در آن جلسه همۀ مسؤلين، آقای هاشمی، آقای خامنه‌ای، آقای موسوی اردبيلی، آقای موسوی نخست‌وزير و احمد آقا هم بودند. در ضمن صحبت‌ها، من اين مطلب را به امام گفتم که: «چه اشکال داشت طبق وصیّت آقای شريعتمداری که به آقای صدر گفته بودند تو بر من نماز بخوان، در آن نيمه‌شب اجازه می‌دادند آقای صدر بر آقای شريعتمداری نماز بخواند؟ اين به کجای انقلاب لطمه می‌زد؟ ولی حالا که نگذاشته‌ايد، آقای صدر همۀ اين جريانات و جريان بازداشتش را در يک جزوۀ هفتاد هشتاد صفحه‌ای نوشته است؛ خيلی هم محترمانه نوشته؛ به کسی هم توهين نکرده است. اما اين نوشته در تاريخ می‌ماند و بعد در آينده، حضرت‌عالی را محکوم می‌کنند، می‌گويند آقای خمينی نگذاشت به يک نفر مرجعی که رقيبش بود، نماز بخوانند.»


خداوند چه داور خوبی است! آیت الله شریعتمداری و آن چه بر او گذشت(بخش اول و دوم)، عبدالحمن راستگو، گویا نیوز


» ادامه مطلب

Share/Bookmark
طراحی شده توسط Qwilm!. ترجمه شده به زبان فارسی مجتبی ستوده