کاریکاتور گل آقا از میرحسین موسوی

۱۳۸۹ مهر ۱۰, شنبه

این کاریکاتور مربوط به سال 75 است که بحث کاندیداتوری میرحسین موسوی به شدت مطرح بود.

تقدیم به میرحسین عزیز و همه ی دوستان سبز


لینک عکس در اندازه ی بزرگ  

» ادامه مطلب

Share/Bookmark

وصیت نامه احمد قابل پیش از بازگشت به زندان

۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

احمد قابل 23 شهریور ماه به دلیل برملا کردن کشتار زندانیان وکیل آباد مشهد دوباره به زندان افتاد.این روحانی منتقد حاکمیت فاش کرده بود که در زندان وکیل آباد، کشتار مخفی زندانیان متهم به قاچاق مواد مخدر به گونه ای وسیع و بی هیچ محاکمه عادلانه ای در جریان است؛ اعدامهایی که هر هفته و در دسته های شصت، هفتاد نفره صورت می گیرد و به اعتقاد قابل، به دلیل پنهانی بودن نشانگر ظالمانه بودن احکام صادره است. قابل پیش از بازگشت دوباره به زندان، متنی را به دوستانش سپرد تا به عنوان وصیت نامه او وخطاب به ملت ایران منتشر کنند. قابل در این وصیت نامه جمهوری اسلامی را در تمام سی سال گذشته متهم به ظلم می کند و معتقد است حاکمیت امروز ایران "معتاد به ستمگری" شده است.

بازداشت کنندگان مسئول جانم هستند

قابل که سابقه انتقاد به آیت الله خامنه ای و نگارش نامه ای سرگشاده به او رادارد و والبته به همین دلیل هم یکسال زندان راتحمل کرده است، مسوولیت جانش را بر عهده کسانی دانسته که او را بازداشت کرده اند و از آنجا که وصیت نامه او بار دیگر به انتقاد صریح از رهبر نظام اختصاص یافته، تاکید کرده ممکن است حکومت در صدد قتل اش برآید: "با توجه به اظهار نظرهایی که در دو دهه ی اخیر زندگی، در سخنرانی ها، مصاحبه ها و نوشته هایم داشته ام، و با توجه به نامه ها یا نوشته هایی که خصوصا در سال های 83 تا 87 به رهبری کشور و سایر افراد و نهادهای حکومتی، در باره ی رفتارهای نامشروع و غیر قانونی رهبری و دستگاه حاکمه ی ایشان منتشر کرده ام، و یا نامه هایی که به برخی مسئولان و نهادهای حقوق بشری نوشته و منتشر کرده ام، هرلحظه امکان بازداشت مجدد خود را داده و می دهم. هرچند این حاکمیت با تجارب دیگری از نوع؛ قتل و ترور مخالفان نیز آشنا است و امثال مرا گریزی از تصمیمات پیدا و پنهان آنان نیست."

"آنچه امروزه شاهد آنیم، حقیقتا نه «جمهوری» است و نه «اسلامی». گویا به جای شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» شعار «نه جمهوری نه اسلامی» را نشانده اند و شدیدا به آن پایبند اند."


قابل که می گوید از همان ابتدای رهبری آیت الله خامنه ای به او خوش بین نبوده، رهبر نظام را به نسل سوم بالیده در نظام اسلامی به عنوان کسی معرفی می کند که به آرمانهای انقلاب وفادار نماند.قابل روزهایی را به یاد آورده که حجت الاسلام خامنه ای از دوستان علی شریعتی به حساب می آمد و از این جمله قرآن که «مستضعفین زمین را به ارث خواهند برد» تحلیل مارکسیستی داشت

این روحانی منتقد رهبرجمهوری اسلامی همچنین معتقد است آیت الله خامنه ای کینه مخالفانش در مجلس سوم و همچنین میر حسین موسوی را با خود تا سمت رهبری هم حفظ کرد و از همان آغاز رهبری روزنامه ها و صدا و سیما را واداشت تا همواره او را در صدر اخبار قرار دهند.

"امروز نیز بر این باورم که آقای خامنه ای و جناح راست حزب جمهوری اسلامی، در تشکلی که نام و نشان حزبی آن را معرفی نمی کنند و نام مستعار «نظام جمهوری اسلامی» را بر حزب خود گذاشته اند، بر ارکان قدرت، مسلط شده اند و با معرفی افراد درون حزبی خود به تعداد چند برابر مورد نیاز، در صحنه های انتخاباتی حاضر می شوند و با رد صلاحیت نامزدهای سایر احزاب منتقد قدرت (به اتهام مخالفت با نظام) یا تأیید صلاحیت معدودی از نامزدهای برخی احزاب فاقد پایگاه اجتماعی، سعی در برگزاری نمایشی دموکراتیک و مردم سالارانه می کنند و مکررا تأکید می کنند که انتخابات، آزاد و با حضور همه ی گروه ها و گرایش های سیاسی، برگزار شده است!!"

"بازگرداندن نیروهای مسلح به شعار «جان نثاری برای شاه و رهبر» نشانگر علاقه ی سردمداران حکومت و نظامیان وابسته، به دیکتاتوری و دیکتاتورها است و نباید این رویکرد فرد گرایانه ی نیروهای مسلح را دست کم گرفت. این نیروها از ملت ایران حقوق می گیرند و باید همیشه و همه جا، تنها و تنها «جان نثار ملت ایران» باشند و نه جان نثار افراد خاص و عمدتا دیکتاتورها."

قابل اما عزل آیت الله منتظری را از نقطه های تاریک در تاریخ جمهوری اسلامی می داند و با بیان اینکه دوستداران آیت الله خمینی نباید بنیانگذار جمهوری اسلامی را عاری از خطا بدانند، روایت مفصلی از قتلهای سال 67 و کشتار اعضای سازمان مجاهدین خلق به دست می دهد . به نوشته او سید احمد خمینی اطلاعات غلطی به پدرش می داده و در نهایت آیت الله خمینی دستور اعدامهایی را صادر کرده است که در وسعتی بسیار بیشتر از آنچه آیت الله خواسته بود، شکل گرفت. قابل در ادامه از اصلاح طلبانی مانند موسوی ، کروبی ، خاتمی و موسوی اردبیلی انتقاد می کند که در قبال این اعدامهای گسترده سکوت کردند و می نویسد:" به گمان من، موضعگیری آیة الله منتظری در مورد اعدام های سال 1367 نه تنها دفاع جدی از حیثیت نظام و رهبری کشور بود که تنها اقدام جدی برای جلوگیری از «سقوط کشور و نظام در دام خشونت طلبی و خون ریزی های نامشروع و غیر منطقی» بود و همه ی کسانی که در آن فجایع دست داشتند یا از آن دفاع کردند، در پیشگاه خدا و ملت ایران و داغدیدگان آن فاجعه، مسئول اند."

مت کامل این نامه را در این نشانی بخوانید:
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/september/29//-0f1cdf95b2.html
» ادامه مطلب

Share/Bookmark

گزارش ارژنگ داوودی از تجارت میلیاردی مواد مخدر در زندان رجایی شهر

۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

جرس: ارژنگ داوودی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج گزارشی از مافیای مواد مخدر در زندان و ارتباطات آنان با مسئولین زندان تهیه کرده است.

ارژنگ داودی که در بند سه، معروف به بند کارگری زندان گوهردشت کرج زندانی می باشد در تاریخ 23 تیرماه در اعتراض به شرایط و محدودیتهای غیر انسانی وادار به اعتصاب غذا شد و این اعتصاب بیش از هفتاد روز به طول انجامید.

داودی خواستار احقاق حقوق اولیه خود مانند پایان دادن به لغو ملاقات و ممنوع تماس بودن با خانواده اش، رسیدگی پزشکی به وضعیت جسمی خود، پایان دادن به تصرف منزل شخصی و آوارگی خانواده اش و همچنین رسیدگی به شکایتی که علیه علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت نموده است، می باشد.
ارژنگ داوودی در آبان ماه ۱۳۸۲ بازداشت و۱۶ ماه بعد، در دادگاه انقلاب توسط قاضی حداد محاکمه و به ۱۵ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

متن این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته ، به قرار زیر است:

یک محاسبه ساده و حداقلی
تجارت میلیاردی مواد مخدر در زندان رجایی شهر

مدت هاست که تعداد زندانیان زندان رجایی شهر از مرز 5 هزار نفر گذشته که حداقل 4500 نفر از آنان مصرف کننده مواد مخدر هستند . اگر از این مقدار 1500 نفر را مصرف کننده تضمینی بدانیم و در محاسبات خود دخالت ندهیم در این صورت حداقل شد هزار نفر مصرف کننده حرفه ای مواد مخدر در این زندان وجود دارد .

اگر برای هر سه نفر فقط یک گرم مواد در روز در نظر بگیریم مصرف روزانه مواد در اینجا حداقل هزار گرم روزانه می شود و چون به علت ارزان بودن کراک مصرف عمده دارد این ماده مخدر را مورد محاسبه قرار می دهیم .

قیمت یک گرم کراک در بیرون از زندان حداکثر 8 هزار تومان است .
قیمت یک گرم کراک در داخل زندان حداقل 60 هزار تومان است .

اگر آنچه که بابت توزیع مواد مخدر در زندان نصیب خرده فروشان می شود را 12 هزار تومان برای هر گرم در نظر بگیریم جمعاً هر گرم کراک برای وارد کنندگان مواد حداکثر 20 هزار تومان هزینه دارد . پس ما به التفاوت آن می شود هر گرم 40 هزار تومان و چون مصرف روزانه هزار گرم می باشد بنابراین فروش روزانه « حداقل 40 میلیون تومان عایدات دارد !؟ و این یعنی وارد شدن تنها یک کیلو کراک به داخل زندان یک تجارت یک میلیارد و دویست میلیون تومانی در ماه است !؟

بازرسی های خشن و نسبتاً دقیقی که از خانواده زندانیان در روزهای ملاقات به عمل می آید و نیز بازرسی های چندین مرحله ای که از زندانیان اعزامی به دادگاه و ... به عمل می آید همه و همه صرفاً برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به داخل زندان ، خارج از شبکه مافیایی حاکم بر زندان و یکدست ماندن این تجارت میلیاردی در دست آنان است .

به دلیل همین درآمد سرشار است که عده ای به صورت خانوادگی چه سببی و چه نسبی روی این زندان قنبرک زده اند و بعد از گذشت 30 سال هنوز حاضر نیستند بازنشسته شوند که از زمره آنها خانواده علی محمدی، خاکی ، کولیوند ، دایی قاسم ، حمزه ، ترابی ..... هستند .

در این میان وضع مدیر بدنام زندان رجایی شهر بنام علی حاجی کاظم به عنوان سرگردنه دار بزرگ از همه بهتر است و با استان شدن کرج که قرار است این فرد بیمار و طماع که داماد رئیس قبلی همین زندان رجایی شهر می باشد به عنوان مدیر کل زندان های استان البرز معرفی شود ، وضعش از این که هست بهتر هم می شود زیرا از سایر زندان های استان نیز باج خواهی خواهد کرد .

آری با کمال تأسف می بینیم که عمال رژیم میلیاردها تومان به جیب نامبارکشان می زنند و بسیاری محتاج نان شب هستند !؟

زنده باد ازادی، مرده باد استبدادحاکم

ارژنگ داودی

لینک تصویر نامه:
صفحه 1
صفحه 2
صفحه 3
» ادامه مطلب

Share/Bookmark

نامه سرگشاده روزنامه نگار شیرازی به موسوی

جناب آقای ميرحسين موسوی

با سلام

با يادآوری بند يک راهکارهای بنيادين «منشور سبز» که می‌گويد «جنبش سبز بر گسترش فضای نقد و گفت‌وگو تاکيد دارد»، پرسش‌ها و نقدهايی را خطاب به جناب‌عالی مطرح می‌کنم.

۱- در منشور سبز از حفظ «استقلال نهادهای دينی و روحانی از حکومت» به عنوان تنها راه حفظ «جايگاه دين و تداوم نقش آن در ايران» سخن گفته‌ايد.

جناب آقای موسوی شما در منشور سبز تاکيد کرده‌ايد که نهادهای روحانی و دينی بايد مستقل از حکومت باشند. اين استقلال آيا به اين معناست که مثلا حکومت در مديريت حوزه‌های علميه مانند دوران پيش از انقلاب سال ۱۳۵۷، نقشی نداشته باشد تا دست اين نهاد دينی برای دخالت در سياست بازتر باشد؟ آنچه که من از «استقلال نهادهای دينی و روحانی از حکومت» که مورد تاکيد شما در منشور سبز قرار گرفته، درک می‌کنم به معنای جدايی دين از حکومت نيست. بلکه اين استقلال، همان‌گونه که خود در منشور سبز گفته‌ايد سبب «تداوم نقش دين در جامعه» خواهد شد. مانند آن‌چه که پيش از انقلاب سال ۱۳۵۷ وجود داشت. در آن دوران نيز چون مديريت نهادهای دينی بر عهده حکومت نبود، اين نهادها نقش موثرتری در جامعه داشتند.

آقای موسوی، در راهی که شما ترسيم می‌کنيد آيا رهبران دينی در اداره جامعه نقش‌آفرين هستند؟ آيا آن‌ها نيز می‌توانند در نقش‌های سياسی ظاهر شوند؟

۲- بند دوم از راهکارهای بنيادين منشور سبز می‌گويد که «ديده‌بانی سير حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان انديشه و عمل امری حياتی است که می‌تواند جنبش را از لغزش به ورطه تماميت‌خواهی و فساد بر حذر دارد.»

اما سايت‌های سبز، نقدهای درون جنبش سبز را اصلا منتشر نمی‌کنند. اساسا نقد نکردن رهبران جنبش در سايت های سبز به «قاعده» تبديل شده است. هر منتقدی هم که در جای ديگری موفق شود تا جنبش سبز و رهبران آن را مورد نقد قرار دهد با انواع اتهام‌ها و انگ‌ها از سوی برخی از هواداران جنبش روبرو می‌شود. اين رفتارها بر خلاف ديده‌بانی جنبش سبز است.

سايت‌های سبز و به ويژه سايت کلمه می‌‌توانند راه را برای نقد جنبش و رهبران آن باز کنند اما در يک سال گذشته که چنين اتفاقی نيفتاده است.

شما بر گسترش شبکه‌های اجتماعی نيز تاکيد داريد با اين حال در شبکه اجتماعی بالاترين به عنوان يکی از شبکه های اجتماعی فراگير و موثر، «کينه‌توزی و دشمنی» با منتقدان جنبش سبز به طور فزاينده‌ای در حال رشد است.

آقای موسوی در بند دوم راهکارهای بنيادين منشور سبز تاکيد کرده‌ايد که «دشمنی و کينه توزی با بدنه اجتماعی هيچ بخشی از جامعه، جايی در جنبش ندارد.» با اين حال اکنون در شبکه‌های اجتماعی بالاترين و فيس بوک، به نام شما عليه منتقدان‌تان کينه‌توزی و دشمنی می‌شود.

شما در بخش ارزش‌های منشور سبز از «پرهيز از خشونت» سخن گفته‌ايد اما در شبکه اجتماعی بالاترين، انواع خشونت کلامی عليه منتقدان به کار برده می‌شود.

آستانه تحمل هواداران جنبش سبز در اين شبکه اجتماعی آن‌قدر پايين آمده که بسياری از نقدها را در اين سايت با موج آرای منفی حذف می‌کنند.

سانسور نيز به يک رويه عادی در اين شبکه اجتماعی تبديل شده است که من به نمونه ای از آن با عنوان «سانسور در بالاترين» که جمعه ۱۷ تير ۸۹ در سايت خودنويس منتشر شد، اشاره کرده‌ام. دامنه اين سانسور حتی به روزنامه اينترنتی «روزآنلاين» نيز رسيد و سبب شد کارتن نيک‌آهنگ کوثر که در نقد شما بود، حذف شود.

آقای موسوی، می‌دانم که شما مسئول اين رفتارها نيستيد اما همان‌گونه که با مقاومت منفی عليه حکومت فعلی، اشتباهات آن را به نقد می‌کشيد آيا در برابر اين موج فزاينده «کينه‌توزی، دشمنی، خشونت کلامی و سانسور» احساس نگرانی نمی‌کنيد؟

آيا لزومی نمی‌بينيد تا درباره اين رفتارها سخنی بگوييد تا کسانی که شيفتگی به شما را به يک «قاعده» تبديل کرده‌اند و ديگرانی را که شيفته شما نيستند، مورد «کينه‌توزی، دشمنی، خشونت کلامی و سانسور» قرار می‌دهند؛ اندکی به خود آيند و دست از چنين رفتارهايی بردارند؟

۳- بند يک ارزش‌های جنبش سبز که در منشور سبز آمده تاکيد می‌کند که «نخستين ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی و حقوق بنيادين بشر فارغ از ايدئولوژی، مذهب، جنسيت، قوميت و موقعيت اجتماعی است.»

آقای موسوی اما شما و سايت‌های سبز کمتر از حقوق اقليت‌های جنسيتی و دينی و فعالان کارگری سخن می‌گوييد. نمونه آن رخدادی بود که اخيرا برای عروس منصور اسانلو در تهران رخ داد. حتی اين پيشنهاد مطرح شد که شما به ديدار خانواده اين فعال کارگری برويد اما پاسخی به اين پيشنهاد نداديد.

در بند پنج ارزش‌های جنبش سبز بر «نفی هر گونه تبعيض جنسيتی و حمايت از حقوق اقليت‌ها» تاکيد کرده‌ايد.

با اين حال آقای موسوی چرا شما به ديدار خانواده‌هايی که جزو اقليت‌ها هستند و حقوق‌ شهروندی‌‌شان ناديده گرفته می‌شود، نمی‌رويد؟ چرا در برابر سخت‌گيری روزانه که عليه اقليت‌های دينی و جنسيتی اعمال می‌شود، سخنی نمی‌گوييد؟

۴- يکی از پرسش‌هايی که هميشه درباره شما مطرح بوده، ماجرای قتل‌های سياسی دهه ۶۰ و اعدام‌های سال ۶۷ است.

شما در يک سال اخير بارها بر تضمين موازين حقوق بشر تاکيد کرده‌ايد اما منتقدان‌تان همواره از شما می‌پرسند که چرا در برابر نقض حقوق بشر در دوران نخست‌وزيری‌تان سکوت کرده‌ايد.

شما از دهه‌های نخستين انقلاب اسلامی با عنوان «دوران طلايی» ياد می‌کنيد. اما آيا در همين «دوران طلايی» نقض گسترده حقوق بشر اعمال نشده است؟

جناب آقای موسوی، اميدوارم که اين پرسش‌ها را پاسخ دهيد تا هم برخی ابهام‌ها روشن شود و هم برخی از هواداران جنبش سبز در رفتارهای آزادی‌‌ستيز خويش تجديد‌نظر کنند.

با احترام

محمدرضا نسب عبداللهی

روزنامه‌نگار در شيراز

۱۸ تير ۱۳۸۹

این نامه را می توانید در این آدرس هم بخوانید.
http://shahrvandmunich.blogspot.com/2010/07/blog-post_11.html#more
برای آشنایی با این روزنامه نگار شیرازی که سال گذشته به زندان هم محکوم شد می توانید به آدرسهای زیر بروید.
لینک خبر محکومیت وی
http://hranews.info/00/1336-1.html
آدرس وبلاگ
http://nasabonline.blogspot.com/
فیسبوک عبداللهی نسب
http://www.facebook.com/abdolahi
» ادامه مطلب

Share/Bookmark

برنامه سیمرغ و اول ترا سورف برای عبور از فیلطر

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

» ادامه مطلب

Share/Bookmark

منشور کوروش و چند سند دیگر

۱۳۸۹ شهریور ۲۹, دوشنبه


منشور کوروش کبیر. اولین سند حقوق بشر و افتخار ایرانیان رو در این پست به همراه اعلامیه جهانی حقوق بشر و قانون حفظ حقوق شهروندی و بخشنامه رییس وقت قوه قضائیه و دفاع حشمت الله طبرزدی به عنوان نمونه ای از کسانی که حقوق آنها پایمال شده براتون گذاشتم. امیدورام که استفاده کنید.


قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي و بخشنامه حقوق شهروندی و بخشنامه حقوق شهروندی
 متن دفاعیات طبرزدی در دادگاهش



» ادامه مطلب

Share/Bookmark

برگزاری آخرین جلسه دادگاه شیوا نظر آهاری

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه



 آخرین جلسه دادگاه شیوا نظر آهاری برگزار شد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر-آخرین جلسه دادگاه شیوا نظر آهاری عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر امروز شنبه 13 شهریور ماه در شعبه 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد.

به گفته محمد شریف در این دادگاه اتهامات محاربه موضوع ماده 186، اجتماع و تباني جهت ارتكاب جرم موضوع ماده 610، تبليغ عليه نظام موضوع ماده 500 و اخلال در نظم عمومي موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامي به شیوا نظر آهاری تفهيم شد.

شیوا نظر آهاری اتهامات را رد کرده و در مورد اتهام محاربه که از طریق رابطه با سازمان مجاهدین عنوان شده بود با ابراز انزجار از این سازمان تاکید کرده است که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند و این اتهام را از اساس بی پایه می داند

بر اساس اخبار دریافتی برخورد قاضی پرونده خوب بوده و وکلا موفق به ارائه لایحه دفاعیه به دادگاه شده اند و به نتیجه دادگاه بدبین نیستند

شیوا نظر آهاری در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیونی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد . بازداشتی که تاکنون ادامه داشته است.

به نقل از کمپین حمایت از شیوا نظر آهاری
» ادامه مطلب

Share/Bookmark
طراحی شده توسط Qwilm!. ترجمه شده به زبان فارسی مجتبی ستوده